غصه میخوردم کفش ندارم یکی را دیدم (پا) ندارد
۰
گاهی دروغ همان کاری را میکند که یک چوب کبریت با انبار باروت میکند
۰
آنقدر شکست خوردم تا راه شکست دادن را آموختم
۰
دوست واقعی کسی است که دست تو را بگیرد ولی قلب تو را لمس کند
ما در اين جهان، حال ارادي يا غير ارادي، مسافران ميان هيچ و هيچ ايم، يا ميان همه و همه ي مسافران مخالف سفر، حق نداريم براي دردسر مسير سفر ارزش چنداني قايل شويم
۰
همين كه انسان كاملاً دور دنيا را بگردد و به همان درياچه ي مرغابي كه از آنجا راه افتاده برسد، آنجا انتهاي جهان است؛ در حقيقت، انتهاي جهان مثل ابتداي جهان است
۰
زندگي هماني است كه ما از آن مي سازيم
۰
آنچه ما مي بينيم چيزي نيست كه مي بينيم، بلكه آني هست كه ما هستيم
۰
تجربه هاي زندگي به ما چيزي نمي آموزد، همان گونه كه تاريخ هم ما را از چيزي آگاه نمي كند. تجربه ي حقيقي زماني به دست مي آيد كه ارتباط با واقعيت را محدود كنيم و كاهش ارتباط را نيرو بخشيم
۰
برای آنکه دوستیمان پا برجا بماند ، بهتر است همواره میانمان بازه ای باشد
۰
پیش از آنکه با کسی پیمانی ببندید ، دمی درباره توانایی خود در اجرای آن بیندیشید و سپس پاسخ گویید
۰
زیبایی غیر از اینکه نعمت خداست. دام شیطان نیز هست
۰
حیات آدمی در دنیا همچون حبابی است در سطح دریا
۰
دنیا به امید برپاست و انسان به امید زنده
۰
يکي از راههاي خوشبختي اين است که نسبت به کوچکترين نعمت ها شکرگزار باشيم
۰
پرسيدم دوست بهتر است يا برادر ؟ گفت دوست برادري است که انسان مطابق ميل خود انتخاب مي کند
۰
خداوند ما را براي خودش آفريده است پس قلبمان آرام نمي گيرد مگر وقتي که به او رو ي مي آوريم
C H A M P I O N...